نمی دونم رمان (کوری نوشته ی ژوزه ساراماگو) رو خوندید یا نه ؟
بعضی وقتها فکر می کنم درست مثل همون رمان داریم دچار همون کابوس وحشتناک می شیم
یه کوری سرایت کننده ای که داره همه مارو مبتلا میکنه ؟
انگار داریم یواش یواش کور می شیم: کورهایی که می بینند یعنی میتونند ببینند اما نمی بینند!
یه دیاگوگ این رمان برای من خیلی جالبه وخیلی مبهم
کشتن کی لازمه ؟ وقتی آنچه که هنوز زنده است مرده باشد
+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم دی 1385 و ساعت
14:0 |

