امروز برای من یکی از زیباترین و بیادماندنی ترین روزهای زندگیم بود. بعداز ظهر، برای سخنرانی
"دبیرستان دخترانه شهربانو" دعوت شده بودم. بچه های شاد، شلوغ و در عین حال علاقمند دورتادورم
را گرفته بود. موضوع سخنرانی در مورد بهداشت روان و شغل بود. اما بعد از تمام شدن صحبت هام، بچه
ها بیشتر در مورد روش مطالعه و مشکلاتشون صحبت کردن. بعضی هاشون امروز ۳ تا امتحان مستمری
داشتند و حسابی از دست معلمها عاصی بودند. جو فوق العاده صمیمانه ای بود. موقع خداحافظی بچه
ها تا دم در همراهی ام کردند و سوال بود که پشت سر هم می پرسیدند. و همین حس امیدواری و
شور و شوق بچه ها برای من زیباترین تجربه ی امروز بود. امیدوارم امتحانات امروزشون رو خوب داده
باشن.
و تو زندگی همیشه موفق باشن.
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت
18:32 |

