تبليغاتX
کیمیا - یه سفر اجباری
 

انصافا پاییز فصل قشنگیه  برعکس زمستون که منو یاد رکود می ندازه .

اعتراف می کنم هیجی مثل پاییز نمی تونه وجودمو مسحور کنه .

این تصویر منو یاد پاییز ائل گلی می ندازه  و پاییز دانشگاه .

مجبورم برم دانشگاه تبریز  اما حیف که زمستونه!

خب منظره ی درختای لخت و هوای سوزناک تبریز  آدمو از سفر زده می کنه .

خدا نصیب گرگ بیابون نکنه بخش اداره ی دانشگاهارو !

نمی دونم شهریور تسویه کردم ولی منو فارغ التحصیل نکردن  لیسانس نگرفته دارم ...!

فکر کن   کلاس اول دبیرستان  باشی ، بهت بگن هنوز مدرک راهنماییت نیومده!

خلاصه اعصابم از دست همه ی کارمندای دانشگاه داغونه!

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 11:58 |