تبليغاتX
کیمیا - امروز دلم را به گودالی می افکنند یا فردا
 

شبیه یه غار بودم ! یه غار با یه دهانه ی بزرگ ! که هر روز صبح نور خورشید به دیوارهام می تابید و اجازه نمی داد

هیچ جلبکی و کپکی روی دیواره هام رشد کنه !

اما نمی دونم چه اتفاقی افتاد که دهانه ی غارم مسدود شد و دیگه هیچ نوری توی غار نتابید !

و اون غار تبدیل شد به یه شکاف ! یه شکاف توی زمین و اسیر زمین !

+ نوشته شده توسط در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 19:0 |