تبليغاتX
کیمیا
 

 داره اتفاقات جدیدی تو زندگی شغلی و تحصیلیم می افته.

اما برای گفتنش کمی زوده.

فقط از خدا می خوام که بهترین ها رو برام رقم بزنه.

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 16:48 |
 

پایان برای من همیشه دردناک بوده!

شاید بخاطر اینکه خیلی دیر به چیزی دل می بندم و متاسفانه خیلی دیر هم از یاد می برم.

دیروز من کاری رو تموم کردم که نزدیک به دو سال شبانه روز به فکرش بودم.

و امروز احساس می کنم عزیزی را از دست داده ام.

دیروز خیلی سوال پیچ شدم، شاید بعضی سوالها را درست جواب ندادم. شاید خیلی رو نظرات خودم

سماجت کردم. بهرحال دیروز بهترین خاطره و  غم انگیزترین خاطره ی زندگیم بود .

جمله آخر تو جلسه رو همون لحظه بدون اینکه قبلا آماده کرده باشم، به زبون آوردم.

"امیدوارم این آخرین کار پژوهشیم نباشه" و فکر می کنم موقع گفتنش خیلی احساسی ادا کردم.

به هرحال از خدای مهربون تشکر می کنم که ۲۲ خرداد را برای من یک روز دوست داشتنی رقم زد. 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 و ساعت 12:11 |
 

آدمها  موجودات جالبی هستند، دوستشان دارم.

هیچ دانشمند و اندیشمندی نمیتواند صد درصد پیش بینی شان کند.

نمی توان آنها را در کالبد ساده یک معادله اسیر کرد.

قانون ساده ی هر عملی عکس العملی دارد ، برای آدمها همیشه صادق نیست.

اینجاست که نیوتن و انیشتین کم می آورند.

بشر به هر کجا که برسد، وقتی که به خود برسد، در تنهایی خویش گم خواهد شد.

+ نوشته شده توسط در جمعه هفدهم خرداد 1387 و ساعت 13:24 |
 

تو یک روز آرزو کردی که روزی بتوانی از من انتقام بگیری!

امروز من خودم از خودم انتقام تو را می گیرم!!!

آنقدر آرام و بی صدا که هیچ کس نمی فهمد!

خواستم بگویم شاید که از همیشه آرامتر شوی!

 

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 و ساعت 18:22 |
 

 

محبت است که زنجیر می شود گاهی!

محبت این پایان نامه ما تمومی نداره! تا ۲۲ خرداد انشاءاله این محبت هم تمام شود.

+ نوشته شده توسط در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 17:28 |