تبليغاتX
کیمیا
 

بالاخره بعد از کلی دوندگی پایان نامه هم  تموم  شد!

شاید نزدیک به دو ساله که تموم فکر و ذکرم شده  این پرسشنامه و  پایان نامه.  از خرید کتاب تا ترجمه،

نمونه گیری، تجزیه و تحلیل و ...... تمام این فراز و نشیب ها تموم شدند. حالا فقط ۳۰ تا ۴۵ دقیقه بهم

وقت می دن تا کل این پرسه رو براشون تعریف کنم.(اول خرداد) .

این همه مدت منتظر چنین روزی بودم اما حالا هیچ حس دوست داشتنی ندارم! فقط می خوام این

مراسم فورمالیته زودتر تموم بشه تا از شر دوندگی ها و دنبال استادا گشتن خلاص بشم!

اگه یه پاورپوینت خوش طرح و جذاب دارین برام بفرستید تا این آخرین مرحله هم تموم بشه. آخه میگن

پاور پوینت خیلی مهمه!   منتظرم.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:58 |
 

امروز برای من یکی از زیباترین و بیادماندنی ترین روزهای زندگیم بود. بعداز ظهر،  برای سخنرانی

"دبیرستان دخترانه شهربانو" دعوت شده بودم. بچه های شاد، شلوغ  و در عین حال علاقمند دورتادورم

را گرفته بود. موضوع سخنرانی در مورد بهداشت روان و شغل بود. اما بعد از تمام شدن صحبت هام، بچه

ها بیشتر در مورد روش مطالعه و مشکلاتشون صحبت کردن. بعضی هاشون امروز ۳ تا امتحان مستمری

داشتند و حسابی از دست معلمها عاصی بودند. جو فوق العاده صمیمانه ای بود. موقع خداحافظی بچه

ها تا دم در همراهی ام کردند و سوال بود که پشت سر هم می پرسیدند.   و همین حس امیدواری و

شور و شوق بچه ها برای من  زیباترین تجربه ی امروز بود. امیدوارم امتحانات امروزشون رو خوب داده

باشن.

و تو زندگی همیشه موفق باشن.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:32 |