تبليغاتX
کیمیا
 

از پشت شیشه ی ما شین ! از پشت شیشه ی پنجره ! از پشت شیشه ی تلویزیون! از پشت

شیشه ی مونیتور!  از پشت شیشه ی عینک !

دلم می خواهد تمامی این شیشه ها بشکنند و واقعیت را فقط با چشمان خودم نظاره گر باشم!

واقعیت های عریان بدون هیچ محدوده ی مشخص شده و محدود . محدود به قاب شیشه ای !

تصویری بی نهایت از آنچه که واقعا هست !

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 15:35 |
 

"بخش عمده مصیبتها و ناکامی های که این جهان را می رنجاند برخاسته از

 کلمات هستند"

                                                                                     ادموند بورک

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم فروردین 1386 و ساعت 18:11 |
می دونید جالبترین داستانی که خوندم داستان بر باد رفته بود. چون آدمی با اون خودخواهی ها اصلا به مغزم نمی رسید اما بعد که دقیقتر شدم دیدم ای دل غافل خودمون بدتر از اوناییم.

می دونید آدما خیلی زرنگن اما تو فریب دادن خودشون . و من وقتی این رمانو خوندم ( فکر کنم ۴ سال پیش بود) تازه فهمیدم چقدر خوب خودمو فریب می دم ! ما همگی دوست داریم بهترین آدما باشیم اما تو عمل .....

اصلا یادمو می ره فرق خوبی و بدی . مثلا می گیم " حقمه " " باید حسابشو برسم تا فکر نکنه با هالو طرفه"و....... 

به نظر من همه اینطورین و اصلا استثنا نداره ( حتی شما)

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 14:49 |

 

به نظر من شناختن خود، اونطور که واقعا هست ، کار خیلی مشکلیه .

 

چون همیشه خودخواهی هامون خیلی راحت ما رو فریب میدند و زشتی ها رو زیبا  و زیبایی ها

 

 رو زشت نشون می دن .

 

به خاطر همین به نظرم ما باید کاملا از خود رها بشیم یعنی خودمونو  به

 

 جای یکی دیگه فرض کنیم و بعد تمام حرکات‌، خاطرات‌، اندیشه ها، برخوردها،

 

 صفات و حالات اون فردو تو ذهنمون مجسم کنیم  و بدون ذره ای چشم

 

پوشی  مورد بررسی قرار بدیم. اینطوری شاید بتونیم خودمونو بهتر

 

بشناسیم .شاید!

+ نوشته شده توسط در جمعه سوم فروردین 1386 و ساعت 20:38 |